|
دوشنبه بعد از کار با دوستم بازار رفتیم دوستم کیف لپ تاپ می خواست
بخره . بعد از خرید کیف (دوستم کیف لپ تاپ خرید منم یه کیف اسپرت) داشتیم
تو بازار می چرخیدیم که یه کیفی دایره که کله یه پسر بچه بود و
موهاشو تو صورتش ریخته بود دیدیم ، یه قیافه خیلی مشنگی داشت ،کیفه رو دیدیم
مااات مونده بودیم که وااای این چقدر شبیه رئیس کوچیکس و انگار خودشو
چسبوندن رو کیف و نگا تریپ موها خودشه و .... گفتیم حالا که ما برا
خودمون کیف خریدیم بزار برا اینم یه کیف می خریم تا بعدها که یکم روابط
حسنه شد به یه مناسبتی بش می دیم حتی شده یه گودبای پارتی جعلی براش راه می ندازیم تا ردش کنیم بره و بعدم تو گودبای پارتیه کیفو بهش می دیم .
کلی فکر کردیم بخریم نخریم چه کنیم آخه ١٤ تومن بود و اصلا رئیس کوچیکه با
کلهم وسیله هاشو همه چی سر هم مفتش گرووونه و اینقدرا نمی ارزه که بخوایم
براش اینقدر پیاده شیم! آخر سر گفتیم جهنمه ١٤ تومن و بریم بخریم اما
مغازه درش بسته بود و طبق گفته شاهدان دور و بری گفتن فروشنده همون دور و
بره اما خدا رو شکر ما ندیدیمش و خطر از بیخ گوشمون رد شد وگرنه می خواسیم
کیفو بخریم . داشتیم جاها دیگه رو می گشتیم که رسیدیم به یه مغازه مجسمه
فروشی که چیزا فانتزی قشنگ داشت. از اونجایی که به نظرمون جو کار خیلی
غمناک و دپ بود مخصوصا من بعد از دعوایی که با رئیس کوچیکه کردم به زوور
می رم کار و اصلا صبح به صبح انگار می خوام پاشم دور از جووون برم تو گوور
،
گفتیم یکم خرت و پرت دکوری بگیریم و یکم برنامه رو شااد کنیم :)) و
الگومونم شده بود گوگل، آخه یه محیییط کار جیییگری دارن. هر کی هر کار
دوست داره می کنه و کلی امکانات : شهر بازی ، پارک ، مبل و خلاصه بساطیااا پیک
نییییکه پیک نیییک
. گفتیم درسته حقوق و مزایا گوگل نمی تونیم داشته باشیم حداقل بزار ٤
تیکه چیز که می تونیم خودمون بخریمو داشته باشیم و به قولی اگه نمی تونیم
محیط کارو گوگلی کنیم حداقل گوگووولی کنیم .
دو تا قو قرمز گرفتیم و دو تا قورباغه ، قورباقه ها هر کدوم یه مجسمن که
سه تا قورباغه چسبیدن به هم. اینا رو که گرفتیم یه مجسمه پسر خنگوووولم
گرفتیم به نیت رئیس کوچیکه :)) یه مو قشنگه دماغ گنده حالا
بعدها که ایشالا خواست بره یا ایشاالاتر ما خواسیم بریم بهش می دیم. مجسمه
قورباغه ها رو بالای کیس گذاشیم ، قو هام کنار دستمون گذاشیم. قوها وقتی
کله هاشون چسبیده به هم حالت قلب پیدا می کنه. وقتی سر کاریم شکل قلب
می کنیمشون (البته برا خودمون وگرنه پسرا کاری لا جررزم زیادشونه) وقتی
کار تمام می شه به حالت معمولی می زاریمشون . شش تا قو هم با کاغذ قبلا
درست کرده بودیم که سه تاش رو به رو مانیتور منه سه تاش پیش دوستم ،این
کاغذیا چون کار دستن خیلی خوشم میاد ازشون( همین که پایینه البته این عکسو از اینترنت پیدا کردم
). دیروز دوستم داشت با رئیس کوچیکه حرف می زد، از رئیس کوچیکه پرسید
الان نیرو می گیرین؟ و یکی هست می خواد بیاد سر کار.رئیس کوچیکه گفت برا تیممون پسر
باشه بهتره !
دوستم گفت چرا ؟! از ما خسته شدین؟( تو تیمه رئیس کوچیکه من و دوستم هستیم)
گفت نــه!! شما اینا رو که گذاشین آقای قد قد گفت ( قد قد نمی دونم مسئول
چیه، یه جوری شاید هماهنگی و مدیریتی و ... اینا باشه اما فنی نیست) نگاا
توضیحا پرانتز اینقدر زیاد شد یادم رفت چی چی می گفتم ! داشتم می گفتم آقای
قدقد به رئیس کوچیکه گفته تیمت معلومه دخترونس!! دوستمم گفت برین ببین
گوگل چه جوریه. رئیس کوچیکه گفت نه خب گوگل فرق داره ماساژورو اینام
دارن!( حالا از بین این همه چیز نمی دونم چرا ماساژور گفته!!) دوستم گفته
آره ما از حقوق و مزایا گوگل گذشتیم حداقل این کارو که می تونیم
بکنیم.خلاصه بی ادبا کلی مسخرمون کردن. حالا بعد یه عکس از محیط کارم می
زارم . خیلی خوشکل تر می تونست باشه الانم به نظرم خلوته اما دیگه بیشتر
گفتیم شاید دعوامون کنن :(. کلی چیزه خوشگل برده بودم به دیوار و کیس و اینا
بزنم (بلکه یکم خوشحال بشم می رم کار ، مثه یه زهر ماررری که بخوااای یه
جووری شیرین کنی و زووری بخوری !) اما بعد گفتم فردا میان مسخره می کنن و
مثلا یکی بلند به قدقد می گه بیا اینجا رو ببین اتاق بچتو اینجوری تزئین
کن!(آخه انگار بچش تو راهه). این پسرا همون آشغالدونی لیاقتشونه اینا رو چه
به گوگل! 
|