|
واای که این چند روزه همش پا این فیلم فرار از زندان نشستم . از کار که
میام یعنی 2:30 تا نصف شب که با التماس خودمو از پا کامی جم می
کنم که پاشوو برو بخواب، همش دارم اینو می بینم. خیلی فیلم قشنگیه پیشنهاد
می کنم حتما ببینین اما یه پیشنهاد مهم تر اینه که اصلا از این سریال
دنباله داراا نگیرین بدجووور معتاد می شین ، واقعا از خواب و خوراک می
افتین بی چاره مامانم بعد 2 سال اومده پیشم بعد من میییخ شدم پا این فیلمه:(.
دیروز از طرف کار بمون افطاری دادن. بعد از کار اومدم خونه و تقریبا ساعت
6:30 به زووور از پا فیلم پا شدم. وقتی تو سالن افطاری رسیدیم دیدم واااای انگار بعضیا
عروسی اومدن ! رئیس کوچیکه برداشته بود موهاشو اتو کشیده و صاف کرده یه
وری ریخته بود تو صورتش! آخه بگو پسر خواسگاریته با این تیپ. یه شلوار
سفیدم پوشیده بود یه بار که پا شد من حس کردم لباسِ زیر شلوار معلومه (همون شرت خودمون می شه) !
از زوور خجالت کلمو انداختم پاین دیگه ندیدم ، حالا می گن این پسره
همگروهیاش بش نگفتن په این چیه پوشیدی! پسره ی خود سر، این چه تیپ و قیافه
ایه!! اون از اونور این تپش بود از اینور من حتی یه روژ کمرنگم نزده بودم
آخه ماه رمضون اصلا آرایشگاه نشده برم! تو سلمونی دردم میاد بعد گشنگی تحمل دردو
ندارم، آرایشگاهم نرم یعنی یه گلوله پشم خالی می شما !!
یکم آرایش کرده بودم بعد دیدم واااای انگار یه گوسفندی برداره روژ و سایه
و ... بزنه فاجعه شده بودم!! همه رو پاک کردم . افطاری زیاد جالب نبود ،
جو داخل سالن خیلیی بد بود خانما یه ور سالن آقایون اون یه ور ، سووووت و
کوووور ، فقط این وسط یکی مونده بود بگه برا شادی روووح مرحوووم
صلواات. مابچه ها و دوستام که مثلا اونجا آشنا بودیم داشتیم غرییب مرگ می شدیم بیچاره یه بدبختی که تنها همراه شوهرش اومده بود شوهرش یه ور سالن خودش تک و تنها اینور سالن! مسخره بوووود. یادش به خیر چه زووود تقریبا یه ساال گذشت . انگار همین دیروز
بود پارسال افطاری دادن.
|