|
وااای فک کنید ، من داارم می رم ماموووریت یووووهوووو ، یه ماموریت
کاااری . خیلی حسه خوبیه ، انگار مهندسی آدم کاامل می شه . کمتر 2 ساعت دیگه با بر و
بچ تهران می ریم . یه کنفرانس و همایش و این چیزاس که تقریبا به کارمون
ربط داره . رئیس رئسامون گفتن هر کی می خواد بره بگه ما ثبت نامشو انجام
می دیم و پول ثبت نامو هتل و ... رو می دیم اما هر کی بخواد بره باید
مرخصی بگیره! یعنی ماموریت می ریم اما مرخصی گرفتیم :)) حالا قسمت مرخصیو
بی خی ماموریتو بچسب . من که اصلا فکر همایش و سمینارو اینا نیسم ، فقط
فکر بازیو صفااا و سیتی ، عشق و حااال D: داشتیم با بر و بچ
حساب می کردیم چن نفریم و بازی حکم می شه کرد یا نه . دخترا درست 4 نفر
بودیم بعد یکی گف نمیاد من دِپ که اَییی حکم 3 نفره که نشد بازی!! بعد
شدیم 2 نفر ! اَاَاَاَیییی پَه حکم 2 نفره!!!! :)) خدا رو شکر آخر سر 4
نفر شدیم که امروز به سمت پایتخت حرکت می کنیم و یه چن نفریم فردا حرکت می
کنن . وسایل لهو و لعب من می برم هر چی گشتم هیچکی منچ و مارپله نداشت
:( اونم خیلیی حال می داد . یادش به خیر اون موقع ها یه مدت با خواهرام و
بابام افتاده بودیم رو دوره حکم ، یه مدتم با مامانم منچ بازی می کردیم
:)) . برا گشتن نمی دونم اصلا تهران موقعیتش خوبه برا بیرون رفتن؟! نریم یه دفعه بگیرنمون یا زخم و زییل شیم ؟!! :( این
ماموریته ما هم چی زمانی افتادا ، می بینی از هتل نمی شه در بیایم!
بهرحال مامورت همه چیش باحاله . اولییین ماموریییت من دارم میام 
|