|
خب
به سلامتی ما عازم سفریم . هیچ کاری هنوز نکردم دلم می خواد فقط یه
عکس از خونه زندگیم بگیرم ببینید قراره اینجا چه جوری سال تحویل بشه !
کمتر 24 ساعت دیگه قراره فرودگاه باشم هنوز حتی چمدون نخریدم یعنی نه که
چمدون نبسما ،نــــه! توجه نکردین ، هنوز چمدون نخریدم!!! لباسا و
وسیله هام که جم نکردم ، خونه زندگی هم که گفتم ! به به، به به ! حالا
انا رو بی خی . برام خیلی خیلی دعا کنید از هواپیما متنفرم متنفر، مجبور
شدم با هواپیما برم چون اصلا وقت ندارم بخوام دو روز تو راه رفت و برگشت
باشم. اگه خدای نکرده خدای نکرده طوریم شه نه دور و بریام و خونواده کسی
بلاگمو می شناسه ، نه دوسا اینجا کسی منو می شناسه ، حسابی غریب مرگ می
شم! تو رو خدا دعا کنید اتفاقی نیوفته، از هواپیما متفـــــــرم اگه دسه
خودم بود اصلا دوس نداشم جایی برم اما چه کار کنم اینجا فامیل زیادی
نداریم ، مامانم اینا ناراحت می شن عید تنها بمونم دیگه حسابی فک می کنن
افسردگی حاد گرفتم! در صورتی که اردیبهشت امتحان دارم باید بکووب بشینم
بخونم . بهرحال ایشالا سال خوبی داشته باشین و سالی همراه با موفقیت برا
خودتون و خونوواده و از همین چیزا که می گن دیگهD: . برا منم دعا کنید. من
همینجوری اصلا سال تحویلو دوس ندام چه برسه الان تنهام همه می خوان برام
گریه کنن :( خودم اصلا ناراحت و بغض و گریه نیسما بعد بقیه برا من گریــــه . خدایا صبر ما را زیااد گردان ،
اعصاب مصاب ندارما!!
یکی از دوسان خواسه بود ترین های سالو بنویسم ، فک می کنم برا من اینجور بود
بهترین خاطره بابام اومد و رفتیم شمال خیلی خوب بود
خنده دار ترین خاطره مصاحبه تخصصی برا سر کار که شاید یه روزی نوشتمش و همینطور مصاحبه برا گزینش
ضایع ترین کاری که کردم بعد از ساعت اداری به جا خدافظی داد زدم سلااام و همینطور به استاد زبان شماره دادم!
بهترین خریدم خرید مبلام بود
بدترین کاری که کردم 6 ماه پیش 3 تا آمپول مسکن زدم ، هنوز که هنوزه می ترسم بهم یه مریضی ایدزی چیزی تزریق کرده باشه ! :((
بدترین اتفاق کارا و برخوردا رئیس کوچیکه که خیلیاشو گفتم دیگه تکرار مکرراته . دیگه فعلا چیزی یادم نیست ، البته پستامو که نگاه کرم چیزا دیگه هم می شد بنویسم اماخب همینا اصلیا بود :) خب دیگه ما بریم :((((( بو غم میاد می خوام برم . دلم برا اینجا و همه وسیله ها خونم می تنگه :(( عیده همگی هم مبارک  
|