|
سکانس اول :صبح از
دوسم فهمیدم که یه تعدای تو کاظمین کشته شدن . جالبه دوسم می گف اخبار
ساعت 9 دیشبو شنیده تا ساعت 9:35 فقط داشته اخبار غزه رو می گفته ، بعد در
حد چن دیقه رسیده به چن تا خبر داخلی . نمی دونم والا اونا رو زایدن ، ما رو
.... !! (الان یه چی گفته بودما ) . دلم برا اینا که کشته شدن سوخت هر چن
سفر به اون مناطق این موقع معنی جز سفر آخرت نداره و خودشون خیلی مقصرن
اما بهرحال دلیل نمی شه آدم ناراخت نشه . حتی بعضی سایتا خبری یه جور فجیعی
خبر زدن که اسمه شهیدان به شرح زیر می باشد !! انگار دارن اسامی
خوب ها و بدها اعلام می کنن . مونده بود یه تبریکم به خونوادهاشون بگن
. سکانس دوم : تو تاکسی نشسم و مثلا نواره مداحی گذاشته ، آهنگ خوشکلی بود . مسافر کناریم به راننده گف این فلانیه (یه کیو گف نفهمیدم کیه ) و آهنگاش ممنوع شدن ، راننده گف آره خوب خونده . مسافرم نه گذاشت نه برداشت گف آره فقط به جا سینه زن یه رقاصه کم داره ! و امام حسین که مسخره اینا نیس و ... . تکبیــــر! راننده کانالو عوض کرد . مسافره دیگه ول کن نبود ، تازه چونش گرم شده بود . داش از مراسمایی که از اینور اونور رفته بود تعریف می کرد ، می گف همین علامتی که بلند می کنن نمی دونن که علامته صلیبه و چه پولاییم براش نمی دن مثلا یه جا 14 ملیون !! دادن اینو ساختن و بگو خو این پولو کمک می کردین به یکی ، گفتم الانه میگه پولو بدین به غزه (از بس اینور اونور صندوق کمک به غزه دیدم ). بعد رفتن سر بحث قمه زنی و داشتن تعریف می کردن که یه شهرا اطراف انگار سر قمه زنی شلوغ شده و چن تا مامور کشته شدن . یه شهرا اطرافه ما یه شهر قمه خیزه ، حتی می گن یه مدت قمه ممنوع شده و مثلا اگه قبلا 2000 نفره قمه می زدن بعد که ممنوع شده قمه زنا 3000 تا شدن ! بعد دوباره آزاد شده ( خیلی چیزا آزاد بشه ملت کمتر می رن دنبالش ، نمی دونم چرا فقط این آزاد شده ) و خلاصه خیلی بدجوور خودشونو زخم و زیل می کنن اونم به طرز خیلی غیربهداشتی ، یکی یه قمه بر میداره و به صف همه رو زخمی می کنه پیر و جوون . تا مقصد از بحث تخصصی اینا حظ کردیم . اما کلا خیلی گیر خرافات الکی برا محرم شدیم . الان دختر عمم زنگ زده که خونه ای ؟ و حواست باشه تاسوعا عاشورا خوب نیس کاری کنیم ظرف بشوریم ، جاییو تمیز کنیم و ..... ! گفتم من همین که قیافم مثه شوهر مرده ها شده بسمه ! چه کار به ظرفام و خونم داری ! په مردم این دو روز این همه ظرفا که برا نذری کثیف می کنن چه کار می کنن ؟ یه قسمته آهنگه این بود بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کربو بلا بوی یاس و حرم عباس و تموم ِ احساس و کربو بلا سکانس سوم : الان ساعت 10:15 شبه . چن دیقه پیش پسر همسایه روبه رویی زنگید گف برامون نذری اوردن شمام یه بشقاب و کاسه بیار تا بتون بدیم . الان که رفتم دنباله ظرف یادم اومده من کاسه چینی که ندارم کاسه استیل بدم دسه یاروو ! یه بشقاب دادم گفتم برنج و خورشو رو همین بریز . اما این پسر همسایه هم خیلیی گیر داده ها!! دو تا خواهرم داره هی این میاد!
|