| |
من اینقد تو جو بازی پست قبلیم بودم که می خواسم پست بعدیمم در مورد خاطرات اول دبسان بنویسم اما .... . امروز ساعت کاری که تمام شد می خواسیم بیایم خونه منو دوسم بودیم دیدم پسرا همه نشسن انگار کسی نمی خواد بره. دخترا تقریبا همه رفته بودن از دوسم پرسیدم اینا نمی خوان پاشن ؟ تو همین فکرا بودم از اتاق اومدیم بیرون من جلو بودم از کنار اینا که رد شدم تو فکره این بودم که اینا همه چرا موندن اومدم خدافظی کنم یه دفعه صدامو انداختم رو کلم و گفتم سلاااااام !!یهو خودم پکیدم از خنده و فوری در حالی رو زمین پهن بودم گفتم نــــــــه بخشید خدافظ و زوری خودمو کشوندم بیرون دوسمم پشتم بود اونم بتره من خنده . تا خونه 4 دسو پا اومدم و نیشم تا ته تمام راه باز بود . آخه بچه دمه آخری این چه حرفی بود زدی شانس تو ذهنم نبود بگم خدافظِ همگی وگرنه بلند داد می زدم سلااااام به همگی .عجب هوشنگیما ! بازم جا شکرش باقیه فردا تعطیله وگرنه من عمرا فردا پانمی شدم برم دوباره صُب بخوام سلام کنم که بعد بگن شما که دیروز سلامتونو کردین !! بی ادبا مطمئنم الان دارن منو مسخره می کنن . من خودم می بینم اگه دوسم همچین چیزی به من می گف من تا یه هفته از خنده از جام پا نمی شدم حالا فک کنین این پسرا که منتظره سوژه از آدمن . خدااا چه کار کردما پاورقی : این شبا برا مام خیلی دعا کنید
سرشارم امشب از غزل سرشارم امشب
بیدارم امشب تا سحر بیدارم امشب
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
بلاگ
سرباز معلم جنوبی وبلاگ نویسا و غیروبلاگ نویسا رو به یه بازی دعوت کرده . منم که جونم برا این بازیا بلاگی می ره و حاضرم برا این بازیا وسط 4 را بندری برقصم با سر قبول کردم . بازیش اینه که خاطره اولین روزه مدرسه رو بگین . من از اولین روز مدرسه خاطره خیلی خیلی خوبی دارم . یادش به خیر انگار همین دیروز بود البته همین اول بگم چیزه زیادیم یادم نیسا . مامانم صدام کرد تا لباس بپوشم . یادمه یه شلواره زردی پام بود . بهانه گیریه خاصی نمی کردم (قبلا کولی بازیامو برا مهد در اورده بودم ) فک کنم مامانم بام مدرسه نیمد نمی دونم شایدم اومد . اولین دوسی که تو مدرسه پیدا کردم یادمه ، مامانش یکی از معلما مدرسه بود هنو کلاس شروع نشده بود با هم دوس شدیم مامانشو صدا زد گف یه دوس دیگه هم پیدا کردم!. من اون موقع هم ناراحت شدم که این چرا اولین دوس منه اما من اولین دوسه این نیسم (ببین ذهنه بچه تا کجاها رفته ) هم اینکه چرا مامانه من دمه کلاس نیس بش بگم . هنوزم از این دوسم و خونوادش کم و بیش خبر دارم . خلاصه تو یکی از زنگ تفریحا رفتم آب خوری اما لیوان نداشم . یه بچه ها لطف کرد و یواشکی جوری که کسی متوجه نشه لیوانشو داد باش آب بخورم اما سر این موضوعم ناراحت شدم که چرا کسی فکر من نبوده برام لیوان بزاره . بعد دیگه روز اول معلممون که مثلا به خوب بودن معروف بود ،اما من کلی خاطره بد باهاش دارم، دخترشو اورده بود برامون ارگ می زد و کلا برنامه شادی تو کلاس داشیم . اما من کلا از کلاس اول خاطرات خوبی ندارم در عوض بگو کلی خاطره بد دارم مثلا یکیشو که قبلا گفته بودم اینه که دوبار املا صفر گرفتم و خیلی چیزه دیگه که حالا جز بازی نیس وگرنه تک تک آتیشای که سوزوندمو برا بازی رو می کردم . حالا بقیه هم اگه می خوان می تونن بازی کن همه دعوتنا
|
|
|
|
| |
| |
| |
دیروز توسایتا و روزنامه ها خیلی بحث قطع کردن پخش سریال بزنگاه بود . حالا من کار ندارم این سریال بد آموزی داره یا کم آموزی داره یا هیچ آموزه ای نداره .من خودمم از اینایی نیسم که خوشم بیاد یه فیلمی ببینم که سر و تش هی بخواد نتیجه بگیره اینجور باشیم و اونجور نباشیم که معمولا تو این فیلما یه آدم بدی هست که اگه خانم باشه بعدا توسط یه خواهر چادری از ورطه سقوط و نابودی نجات پیدا می کنه و اگرم آقا باشه توسط یه حاج آقا روحانی ، در واقع همون سیاه مطلق و سفید مطلقه فیلما ایرانی این فیلم خوبی که داش این بود که مثلا این معتاده آدم ازش متنفر نیس یا بقیه که معتاد نیسن اینجور نیس فرشته نجات باشن یا .... . اما حرف من اینا نیس الان یه مدته تو فیلما مد شده که مساله زوج اختیار کردن خانما یا مستقیم یا غیر مستقیم از طرف بقیه مورد تمسخر قرار می گیره مثه فیلم رمضان پارسال ، فیلم مثلا طنز چن وقت پیشا و همین بزنگاه و .... . اینو بگم آقایون توهم نزنن همچین چیزی وجود خارجی داره ها . اصلاااااا و ابداااااا . ما که خودمون می دونیم اگه نگرانیم بابات این موضوع باشه از طرف آقایونه نه خانما . حالا اونا به کنار الان که دیگه قیافه این دختره هم اینقد شبیه لولو کردن که علاوه بر مسخره کردن این موضوع ، قیافشم فاجعس و یه سوژه برا خنده . بابا آخه یه همچین قیافه ای دیگه حتی تو مدارس دبسان و راهنمایی چه دخترونه چه پسرونه پیدا نمی کنین . اَه اَه ! ریش و سبیل و پشم و پیل و.... آخه هر چی که دس مایه خنده نیس . من که فقط همین یه سریالو اونم در واقع توفیق اجباریه چون دارم افطار می خورم می گم رو کانالا بد بد خارجی نباشه بزا حداقل یه چی مثلا مجاز ببینیم . بقیه فیلمام اصلا حتی تیتراژشونم ندیدم هیچه هیچ . خلاصه من که به عنوان یه کارشناس فنی خوشم نیمد از فیلما . چه اینی که می بینم چه اونایی که ندیدم . صدا و سیما یه نظر سنجی در مورد فیلما مارمضون داره می کنه آدرسش ایــنـــــــه برین و رای بدین . آخه این آبگوشتا چیه به خورد ملت می دن .
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
chejuri mishe fahmid ke ranandeye mashine jeloyi khanume??? 1:harvaght
poshtesh bugh zadi dastesho bebareh be rusarish, 2:rahnamaye chapo
bezaneh bepiche rast 3:mashinesh ke panchar shod
این یکی از off هایی که بم رسیده شاید تکراری باشه نمی دونم اما من خیلی خندم گرفت در واقع منو برد به اون دورانی که می خواستم گواهی نامه بگیرم .تابسون سال 83 بود . منم تو رانندگیو اینا صفر صفر (ماشین داشیم اما کسی مو بازی نمی داد ) . اولین باری که نشسم برا تمرین خانمه گف آینه رو تنظیم کن بعد خودش تو این آفتاب گیره ماشین که می زنیم پایین آفتاب نخوره تو صورتمون داش تو آینش خودشو نگا می کرد . منم فک کردم این آینه رو می گه تنظیم کن آفتاب گیره رو زدم پایین و مثلا مشغول میزون کردن آینه شدم که یه دفعه گف خانم اینو نمی گم که آینه بغلو می گم .
خلاصه این اولین سوتی بود که هنو استارت ماشینو نزدم اینجور شد . آخرین
باریم که پشت ماشین نشسم موقعی بود که افسره قبولم کرد و در واقع گواهیمو
گرفتم . اون بارم افسر گف بپیچ به راست منم راهنما راستو زدم و کلی افه
پیچیدم به چپ افسره گف گفتم کدوم ور بپیچ . منم گفتم خب راست و بعد گف شما کجا پیچیدی ؟ حالا من دارم دس چپ و راسمو شناسایی می کنم که کدوم کدوم ورمه . وقتی پیداشون کردم گفتم اِاِاِ آهــــا بعد می خوام وسط خیابون تغییر جهت بدم . گف نمی خواد حالا برو . خلاصه دمه افسر گرم خیلی خوش اخلاق بود قبول شدم . اون دیگه باره آخری بود که سواره ماشین شدم و از اون موقع تا حالا اصلا حتی رو صندلی راننده هم نرفتم بشینم آخه مطمئن بودم بابام ماشین بده نیست و منم گفتم هر وقت خودم ماشین گرفتم پشت ماشین خودم می شینم و اصلا به امید این و اون نمی شه بود (امید به خودم بوده که از اون موقع دسم به هیچ ماشینی نرسیده )
پاورقی : دیدین هر چی جوک و اس ام اس و ..... در مورد رانندگی خانماس همش دروغه محضه . من به شخصه همه رو انکار و محکوم می کنم
|
|
|
|
| |
| |
| |
تو پست قبلیه از سوتی هایه اتفاق افتاده تو تلوزیون که تو سایت یوتیوب گذاشتن نوشتم و کلی دوستان نوشته بودن که این سایت براشون قیل*تر شده . من خودمم دیروز با یه اکانتام که رفتم دیدم اِاِ یه سایت دیگه انگار اورد .دوباره سایتو زدم باز دیدم نه انگار نمیاره دقت کردم به صفحه ای که برام اورده بود . تو صفحه کلی معذرت خواهی و ببخشید و اینا که سایتی که شما می خواین برین طبق فتوای قوه قضایه درش تختس و زیرشم برام یه داستانی نوشته بود . حسابی رفته بودم تو کفه این داستانه که برام اورده بود بعدم حوس کردم سایتا قیل* تری بیشتری بیارمو هر بارم یه داستانه جدید برام میورد خلاصه اصلا پاک هدف اصلی با این پوس تخمه هایی که بم نشون می داد فراموش کردم (یه نمونه از صفحه ها این و اینه ). البته بقیه اکانتام یوتیوبو میورد و تو شرکتم می شد توش رفت برا همین گفتم دیگه از این اکانت مزخرفه بچه گول زن استفاده نمی کنم تا درس عبرتی برای بقیشون بشه . بعدم دیدم اینجور که نمی شه آدم چشمش به اداره قیل * تره عزیز باشه چیو قیل کرد چیو نکرد . فردا شاید گوگل قیل شد نمی شه که! برا همین اینجا می خوام یه نرم افزار معرفی کنم که دیگه کاری به قیل*تر و اینا نداره هر جا بخواین می رین . اسم نرم افزاره Ultra هست که گذاشتم می تونین دانلود کنین . خودم این توضیحو بدم که چیزی که دانلود می کنین یه فایل exe هست و من خودم به هیچ عنوان حاضر نیسم همینجوری یکی بگه دانلود کن دانلود کنم اما بهرحال الان من زبون روزه ای که نمیام دروغ بگم و بخوام اذیت کنم . اگرم شک دارین چیزه بدیه می تونین رو یه کامپیوتره الکی امتحانش کنین یا خودتون تو نِت بگردین شاید تو نِت جای معتبرتری گیر اومد (بعیده از من معتبرتر گیر بیاد ). با این نرم افزار هر سایت قیل*تری می شه رفت خلاصه کارش بیسته بیسته . حالا یه چن تا کلیپه خنده دارم بگم اگه خواسین ببینین البته اگه به نظرتون استفاده از قیل*تر شکن و دیدن سایت های قیلی زبون روزه ایراد داره بعد افطار ببینید
دایی به فردسی پور می گه . . .
خاطره فیروز کریمی تو شب شیشه ای سوتیه نجف زاده تو 2.30
و ... یه عالمه سوتی دیگه که می تونید پیدا کنید البته آدم باید حواسش باشه چیزایی که می بینیه از تریبون ملی پخش شده باشه و نره سراغ زندگی مردمو دوربین مخفیا
|
|
|
|
| |
| |
| |
امرو از اون روزای کاری برا من بودا . یکی از کارای مهمی که امرو سر کار انجام شد بازدید اساسی از یوتیوب بود . نمی دونم تا حالا رفتین سوتیایی که تو تلوزیونمون اتفاق افتاده رو ببینین یا نه. من که خودم سر کار موقع دیدنه اینا یه جاهایش همچین پهن می شدم که مجبور می شدم کلیپو نصفه قطع کنم یه جور خودمو جمع کنم تا زیاد سه نشه . خیلی سوتیا مال 90 فردوسی پور بود بقیشونم اکثرا مال اخبار یا برنامه ها زنده بود ( بگو په می خواسی تو سریال سوتی ببینی) .خب حالا بعضی از این سوتیایی که دیدمو بگم . تو یه برنامه ها 90 دایی به فردوسی پور می گه شما در بیار من میام کنارت ..... خوده فردوسی پورم بجووور خندش گرفته بود (چن روز پیشم تو نِت نوشته بود تو 90 دایی به فردوسی پور گفته "شما تو چیز من دخالت نکنین" درس نمی دونم شایدم نوشته بود "شما به چیزه من کار نداشته باشین" یادم نیس درس در هر صورت ) یا یه سوتیا دیگه 90 یه مهمون اورده بود بعد فردوسی پور می گف یه عدد بین 35 هزار تا 100 هزار بگین یارو می گف 4 هزار بعد فردوسی پور دوباره گف نه بین 35 تا 100 هزار بعد دوباره یارو گف آها 400 هزار بعد دوباره فروسی پور گف نـــــــــــــــه مثلا بیا بگو 40 هزار یارو گف آهااااا. خلاصه یارو خواب خواب بازم هی سوتی می داد . از سوتیا دیگه ای که دیدم یه دفعه روسری یکی که داش حرف می زد باز شد یا دکور رو یکی افتاد . خلاصه برنامه ها تلوزیونمون غنی از سوتیا باحال .پیشنهاد می کنم اگه اینترنت پرسرعت دارین از دس ندین
|
|
|
|
| |
| |
| |
دیروز صُب بابام با دختر عمم اینا یه جایی می خواستن برن و بابام گفته بود قبلش خبر بدین من میام یه جایی سر راه سوارم کنید . منم کلی سفارش یه دفعه برگشتن نخوای تعارف کنی اینا بیان و یه روز تعطیل بزا راحت باشیم البته وضعیت خونه هم خیلی بد که والا چی بگم ضایع در حد تیم ملی . آخه ممکنه بخوام از این خونه برم و کلی لوازم بچه ها که با خودشون نبرده بودن رو ریخته بودیم وسط حال و پذیرایی که یه سریشو بریزیم و خوباشم خونه یکی از فامیلا ببریم تا کم کم هر دفعه هر کی اومد یه تیکه با خودش ببره . بابام گف تعارفم کنم مطمئن باش نمیان و تو عجب آدم فراری هستیا . خلاصه صُب هنو نپاشیده بودم که زنگ زدن و اومدن داخل . بابام گف من که گفتم میام سر راه . یکم حرف زدن و اینا تو حرفا بابام گف تو را برگشتن یادم باشه فلان جا پیاده شم برم خونه ها اونجام برا شادونه ببینم (خوب که این جمله گفته شد) . آخر سر که داشتن می رفتن گفتن چون خیلی اصرار می کنین بعدش میام اینجا !! خوبه وضعیته خونه رو دیدن و تازه ماه*واره هم از باد مشکل پیدا کرده بود و تلوزیونم نداشتیم و بابامم گفته بود بعدش کار داره بازم اینا اینو گفتن . خلاصه رفتن و 1 ساعت بعد اومدن . اومدن همون و 10 نصفه شب رفتن خونشون همون . عمم (مامانه این دخترعمم نیست ) ظهر زنگ زده و حسابی التماس دعا به بابام که داری می ری من یه دو سه تیکه چیز دارم ببری ( بابام حدود 3 هفته دیگه بر می گرده ) بابامم گف نه! فقط زعفرون اگه دارین بدین عمم گف نــــه دو سه تیکه چیز خریدم اینا رو ببر . بابام پرسید خو دو سه تیکه چی هس ؟ گف هیچی یه قالیچه و ..... چـــــــــــــــی ؟؟ قالیچه ؟؟ نه آخه آدم به این بی فکری دیدین؟! بابام کفری که من حوله حموم برا بچه ها می خوام ببرم جا ندارم (مثکه حوله پوشیدنیا اونجا جالب نبوده ). عمم گفته این چیزا ارزش نداره ببری ؟!!! بی فکر و پر رو ! اصلا شاید دلشون بخواد تشت و لگن ببرن به کسی چه؟!! تقصیره بابامه اینقد به اینا رو داده که حالا یه انتظارایی از بابام دارن که از بچه هاشون ندارن . یه سری سفارش موقع اومدن میدن یه سری رفتن . دختر عمم که اومده یه عالمه سبزی خشک اورده بابام ببره!! میگه وزنی نداره که . وزن نداره اما حجمش بگو دو برابر یه چمدونه همش انتظارا بی جا . یه روز تعطیلمونم اینجور مالیده شد و به هیچ کارم نرسیدم .
پاورقی : استقلالو بگو با چه اقتدار و قاطعیتی اون تهو چسبید
|
|
|
|
| |
| |
| |
این روزا این تبلیغات آموزش زبان تو خواب تو هر سایتی می رم می بینم . از اونجا که من تمام وقت بیداریم فوله فوله و از این مسئله هم که تو خواب هیچ کاره مفیدی انجام نمی دادم خیلی ناراحت بودم برا همین چن وقت پیشا از این سی دیا خریدم . توضیحات سی دی این بود که درسا حتما باید تو خواب گوش داده بشه تا اثر کنه . منم اینا رو ریختم رو mp3 و گذاشتم که رفتم بخوابم بگوشم. موقع خواب که گذاشتم دیدم صداش بجور رو نِروَمه و اذیتم می کنه و بدتر خواب از سرم پرید و حالا اینو گذاشتم کو تا خوابم ببره . گفتم نه اینجور نمی شه بزار حسابی که گیج خواب شدم روشنش می کنم . این فکرم فایده ای نداشت چون صب پا می شدم می دیدم اینو روشن نکردم (آخه آدم که گیجه خواب بشه دیگه خوابه نمی شه که برنامه بچینه تو خواب و بیداری فلان کارو کنم !) . خلاصه دیدم اینم نشد که ! حالا چه کار کنیم . گفتم خب بزار با mp3 یه 2 ساعت خالی ضبط می کنم بعد موقع خواب این هواها رو اول گوش می دم که اذیتم نکنه بعدم که خوابم رفت درسا شروع می شه و صب پا میشیم و می بینیم فقط انگلیسی می حرفیم و فارسی یُخ آقا فک کنم دو شبم نشد این کارو کنم . یه شب اصلا همون اولش تا یارو گف درس اول ( نمی دونم شایدم گف lesson 1 ) یه دفعه نصفه شبی پا شدم . حالا آدم تنها تو خونه یه دفعه به این شکل فجیع پاشه . یه دفعه دیگه هم فک کنم یه نیم ساعتیش رفته بود که پاشدم اما اینجوری که فایده نداش چون دفعه بعد باید دوباره از هواها می زاشتم و بعدم دوباره درسه از اول میومد و حداکثر تا نیم ساعت خواب بودم و زا به را پا می شدم که چی شده! خلاصه من که آخر هیجوره از این همه امکانات نتونسم استفاده کنم و موقع خواب فقط می خوابم نه چیزی یاد می گیرم نه کاره مفیدی نه هیچی . واقعا حیف شد چون فک کردم حالا اینو استفاده می کنم بعدها که آشپزی تو خوابم بیاد دیگه غذامم تو خواب می پزم یا دیگه لازم نیس استخر برم سی دی شنا در خوابو موقع خواب می زارم و اما اینو یکم می ترسیدم که یه دفعه تو خواب تو آب غرق نشم !! فعلا که قضیه با این خوابه سبکم منتفی شد
|
|
|
|
| |
| |
| |
هر چن که هر چی می کشیم از بی عقلی بعضیاس
اما این بی عقلی که من می گم فرق می کنه . امروز یه دندون عقلامو کشیدم .
2 تاشو سه سال پیش کشیدم و 2 تا دیگه مونده بود که یکیشو امروز کشیدم . تو
دندون پزشکی اینقد کولی بازی دراوردم که پرستاره فک کرد الان ضعف می کنم
خیلی می لرزیدمو رنگ و رو نداشتم . پرسید صبونه خوردم . گفتم آره . بعدم بم آب قند داد . خلاصه اینو کشیدیم اما بی عقلی خیلی داره اذیتم می کنه امروز هیچی نتونسم خوردم . البته زیادم بی عقل نشدم آخه عقله رو برداشتم با خودم اوردم
. خیلی وقتا آدم فک می کنه آخه این دندونا عقل به چه دردی می خوره که باید
کشیدشون وگرنه هم اذیت می کنن هم زودی می پوسن . من خودم فک کردم یه فایده
هاشو پیدا کردم . یه فایده هاش اینه که آدم می کششون جا برا بقیه دندونا
باز می شه . تو نِت داشتم می گشتم بینم اینا به چه دردی می خوره دیدم ظاهرا دانشمندا به ضرب و زور یه چیزایی کشف کردن :
به نظر می رسد که دندان عقل فایده ای برای آدم ندارد اما از آن جا که
طبیعت به ندرت بدن ما را به اندام های بی فایده مجهز میکند با اندکی تحقیق
به راز دندان عقل پی می بریم .
انسان اولیه گوشت خام و سفت را زیر دندان هایش له می کرد . بدون شک دندان
های اسیای اضافی در انتهای دهان که اکنون به دندان های عقل شهرت دارند
اجداد ما را در عمل جویدن یاری می دادند .
انسان همچنان که سیر تکاملی خود را طی می کرد مغزش بزرگ تر می شد و صورتش
به سمت داخل وخارج تغییر حالت می داد .همزمان با تغییراتی که در پاهای
انسان اولیه آغاز شد تغییرات دیگری نیز در ساختمان ظاهری بدنش به وقوع
پیوست . استخوان فک های پیش آمده او به تدریج عقب رفتند . خود فک کوچک شد
و دیگر جائی برای دندان های عقل که به اندام های آسیائی سوم هم شهرت دارند
باقی نماند . فک های بیشتر انسان ها برای این چهار دندان که اکنون دیگر
زائدهستند جای کافی ندارد و به این ترتیب دندان عقل که روزی از دندان های
اصلی آدمی به حساب می آمد حالا دیگر جایی برای خود نمیابد
منبع : سایت آفتاب
پاورقی : شرمنده تو این پست روزه خواری کردم . چاره ای نبود
|
|
|
|
| |
| |
| |
من از بچگی املای فوق العاده ضعیفی داشتم و هنوزم این املای ضعیف همراهمه
مثلا تو یه پستام ضد گلوله رو به صورت زده گلوله نوشتم که یه دوستی لطف
کرد و درستشو گف، منم گفتم اِاِاِ خودم می دونسم حواسم نبود آقا تو پست
بعدیش ضد آفتابو نوشتم زده آفتاب !! که اونم یه دوست دیگه لطف کرد و گف . خلاصه اینجا پر غلط املاییه متاسفانه . همونطور که گفتم از همون استارت کار من املای خیلی بدی داشتم . کلاس اول دبستان دو بار املا 0 گرفتم یه بارش از بس غلط داشتم 0 شدم
یه بارش چون از رو غلاطا املا قبلیه ننوشته بودم و دوباره غلط نوشتمشون
معلم بم 0 داد .یادش به خیر دقیقا یادمه یکیشونو که می خواسم به مامانم
بگم 0 شدم ، فک کردم حالا دعوام می کنه اما اصلا تو تریپه دعوا نبود و نیس
. از بس بچه ها تا نمره هاشون یکم کم می شد وَنگ می زدن آدم فک می کرد
حتما نمره کم بگیریم دعوا می شیم .یه بچه هامون کلاس دوم آخرین املا
گودالو کودال نوشت همین یه املا آخریو 20 نشد و 19.5 انگار شد خووووووون
گریه می کردا خووووون. اَه اَه من که از همون اول نه تو نخ نمره بودم نه تریپه گریه و بچه بازی . اما حالا دانشمندا یه چیزی کشف کردن درباره اهمیت املا و اینکه واقعا املا چقد حیاتیه . نتیجه این تحقیق به شرح زیره :
چناچنه به طور رومزره به زبان فارسي صبحت مي کيند، با کمي تلاش خاوهيد
تواسنت اين نوتشه را بخاونيد. در داشنگاه کبمريج انگلتسان تقحيقي روي روش
خوادنه شدن کملات در مغز اجنام شده است که مخشص مي کند که مغز انسان تهنا
حروف اتبدا و اتنها ي کلمات را پدرازش کرده و کمله را مي خاوند .به هيمن
دليل است که با وجود به هم ريتخگي اين نوتشه شما تواسنتيد آن را بخاونيد
واقعا از این متن می شه فهمید چقد املا مهمه ها !
پاورقی :در هر صورت فک کنم تا جایی که آدم بتونه باید درس بنویسه . اگه تو پستام غلط غلوطی چیزی دیدین حتما بگین . مرسی .
|
|
|
|
| |
| |
| |
این ویلای خوشگل که می بینید تو رشته . صاحب خونش تهران زندگی می کنه و هر کدوم بچه هاش یه خونه خیلی متری دارن و ماشین ، لباس ، ساعت ، کفش و ... اینام دیگه آخرشن . اینا چیزایی بود که تو میلی که بدستم رسیده بود نوشته بود . اما متاسفانه یه مسئله ناراحت کننده تو ایمیل بیان شده بود و اون این بود که این خونواده دختر و پسر مجرد دارن . من خیلی ناراحت شدم که خونواده به این اصیلی و با شخصیتی و با فرهنگی و ..... خلاصه با این همه خصوصیات اخلاقی عالی آخه چرا باید تو این سن و سال مجرد باشن البته سن و سالشونو که ننوشته بود اما بهر حال تو هر سن و سالی که باشن نباید مجرد باشن و من این فداکاری رو می کنم که این عزیزان خودشونو معرفی کنن و من با در نظر گرفتن شرایطشون case مناسبو براشون پیدا می کنم البته این case می تونه خودمم باشه اما هیچ قولی من بشون نمی دم بالاخره من می خوام درس بخونم و سرمم خیلی شلوغه اصرار نکنید . گفتم نــــــــــــــــــــــه اصرار نکنید برا دیدن بقیه عکسای این خونه فوق العاده که حتی تو ایمیله نوشته بود که سرو صداي اين ويلا در محافل خبري خارجي هم از جمله VOA News و BBC News شنيده شده و تمامي عكسهاي اين ويلا را با ذكر جزئيات كامل و متراژ پوشش كامل خبري دادند و حتي آنرا با كاخ سفيد مقايسه كردند به ادامه مطلب برید.
پاورقی : من تو اینترنت که می گشتم متوجه شدم کسی این ویلا رو تو رشت ندیده . آخــــــه چرا ؟! دوستان تو رو خدا بیشتر بگردین . په من این همه به یه خونواده ای که اصلا وجود نداره الکی امیدواری دادم؟! بیچاره ها معلوم نیس کیو بی خودی دلگرمی الکی دادم .
ادامه مطلب
|
|
|
|
| |
| |
| |
خیلی جالبه من الان دو دورس قبض برقم 0 میاد . خوشم میاد آدمای منصفیم تو اداره برق نشستن و می دونن برق نداشته که دیگه پولی نمی خواد . والا این مدت که دیگه اساسی شرمندمون کردن و من که نصف روز خونه نیستم و سر کارم همش یه سری بی برقی رو تو خونه بودم . شایدم چن سری می ره و یه سریشو ما افتخار داریم باشیم . شانس این قول داده شده بود که تو شهریور دیگه برق نمی ره ( به قول بچه ها فقط بعضی وقتا میاد ) وگرنه همین چن دیقه هم که در روز برق مهمونمون بود ، دیگه نبود . بهر حال من دیدم جا داره تشکر کنم حالا که برق ندارم حداقل قبض برقمم 0 میاد . دستون درس
پاورقی : از رئیس جمهور می پرسن با این بی برقیا جواب این همه آدمی که بت رای دادن چی می دی . فرمودن جواب ابلهان خاموشیست
|
|
|
|
| |
| |
| |
یه مدتیه مد شده همه از قانون حمایت!! مطلب می نویسن و منم که آخره تیپ و مدم برا اینکه جا نمونده باشم گفتم یه نظری بدم .الان بیشتر بحث اینه که آقایون با این قانون خیلی راحت اگه توانایی مالی داشته باشن می تونن برن چن تا زن بگیرن حالا اینکه تو این دوره زمونه کیه که از پس سیر کردن شکم خودش بر بیاد چه برسه به خرج و مخارج چن تا زن بماند!! احتمالا یه آقازاده ای کسی یه مشکلی داشته و اینام گفتن چه راهی بهتر از این که مشکله لایحه شه و تو صحن مجلس بره . تو بعضی سایتا دیدم که نباید زیاد برا آدم این لایحه مهم باشه چون آقاهه اگه بخواد این کارو بکنه بی این قانونم می کنه اگرم نخواد که در هر صورت نمی کنه . به نظر من اگه اینجور فک کنیم خیلی قوانین بودن و نبودنشون فرقی نمی کنه مثلا چه فرقی می کنه چراغ راهنمایی باشه یا نباشه . هر کی بخواد رد شه با چراغم رد می شه اگرم خودش بخواد رعایت رانندگیو بکنه بدون چراغ راهنماییم رعایت می کنه پس چراغ راهنمایی به چه درد می خوره؟! بالاخره معلومه جلو خیلیا رو زوریم که شده می گیره خیلیام به واسطه یه عده دیگه جلو کارشون گرفته می شه و خلاصه برا جلوگیری از هرج و مرج لازمه . یه چیزه دیگه هم اینکه شاید برا نسل الان این کار زشت عادی نباشه و فعلا اونقدرا سمت این قانون نرن اما کم کم قوانین و چیزا دیگه هم تصویب می شه تا جایی که نسل بعد اصلا آقایون 4 تا زنو حق بدونن و حتی طوری شه زنه یارو یا دختره یارو بره براش خواستگاری !! مثه الانه عربا دیگه (یه همسایه هامون که شوهر داره و دخترشم همسنه منه کویت رفته بوده بعد دختره یه شیخی برا باباش ازش خواستگاری کرده بود!) . مطمئنا مام می خوان به این سمت هل بدن . همش پسرفت و پسرفت . حالا این یه بند لایحه بود یه بندا دیگه اینه که اگه مهریه خانما بالا باشه باید مالیات بدن؟!! پول نگرفته و دهنه سوخته . خلاصه که این قانون غیر بند اولی که گفتم بازم بند داره و خلاصه با نهایت سرعت پیش به سمت جاهلیت ، زنده به گور کردن ، ملخ خواری و ... .
پاورقی 1: بلاگ مربوط به این لایحه و اعتراض در مورد لایحه اینه پاورقی 2 : دوستان اگه نظری در مورد این لایحه دارین خوبه تو بلاگ خودتو مطرح کنین . یعنی نظر آقایون در مورد این لایحه چیه؟!!
|
|
|
|
| |
| |
| |
هوووراا ما کنفرانسمونو به سلامتی دادیم . خدا رو شکر زیاد شلوغ نبود اگه شلوغ بود شاید من الان اینجا نبودم . دوسان مثلا میومدن پیشنهاد می دادن که بابا ترس نداره فک کن یه مش گوسفند نشسه جلوت و اصلا برات مهم نباشه . اما مسئله این بود که منم چون خیلی فروتن و متواضعم خودمو در حد اونا می دیدم و یه دفعه می دیدی اول صدام لرزشی می شد و بعدم شروع کردم بـــــع بـــــع کردن و دیگه خیلی جو گیر می شدم چار دس و پایی علف خوریم می کردم اما خدا رو شکر گله گوسفندی که حضور داش جمعیت زیادی نداش . آخه بدیش اینه که آدم صداش بلرزه افراد حاضر درس نمی تونن بخوابن اما اگه صدات با یه تُن یکسان باشه همه به چرتشون می رسن و آدمم می تونه هر چی می خواد از تاریخ جغرافیا تا فلسفه و حرفا سیاسیم بگه کیه که گوش کنه فقط نکته همینه که باید رله حرف زد . مام از فرصت استفاده کردیمو الکی یه چیزایی به اسم تحقیقات به حاضرین ارائه دادیم .خلاصه ما که این دو سه روزه حسابی سر جریانه کنفرانسم بی خوابی کشیدم یعنی شبا از خواب بیدار می شدم و به این فک می کردم که بهترین روشه اینکه به حضار بگم من نشستنی کنفرانس می دم چیه (لعنت به این خاطرات بد که اینقد من الان از ایستادنی حرف زدن می ترسم ) و اساسی کمبوده خواب دارم و حالا فردا مارمضونه اصلا جون ندارم بپاشم .پاورقی : مارمضونتون مبارک
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
|
|
|
|
| |
| |
| |
دیروز همونطور که گفتم عروسی دوسم و استاد بود صبحشم کلاس داشتم وبعد کلاس یه قسمتی از راه و با ماشین دوستم اومدم . تو راه خیلی چراغ راهنماییا برق نداشن اما ترافیک خاصی نبود . از ماشین دوسم که پیاده شدم باید تاکسی می گرفتم . کلی آدم ایستاده بود اما خبری از تاکسی نبود. بعد کلی یه ماشین اومد و سوار شدیم . راننده گف مسیره روبرو شلوغه اگه می شه یه قسمتیو از کوچه پس کوچه ها برم . من یکم ترسیدم چون همه مرد بودن . کسی اعتراضی نکرد منم چیزی نگفتم . گفتم اگه دیدم خیلی خلوت شد فوری جیغ می زنم . اما خدا رو شکر کوچه پس کوچه هام پر تاکسی و ماشین بود (از بس خیابون اصلیا شلوغ بود ) . از کوچه ها در اومدیم رسیدیم سر چراغ راهنمایی که خاموش بود وپر ماشین که همه تو هم گره خورده بودن . مطمئنا اگه از راه اصلی میومدیم مسیری که پیاده 10 دیقه طی می شه با ماشین بیشتر 20 دیقه می شد. دوباره انداختیم تو یه کوچه دیگه . هر چراغ راهنمایی که می دیدم خاموش بود و پشتش یه آشفته بازار اساسی . تقریبا 2 رسیدم خونه . یکم استراحت کردم 3 رفتم حموم. از حموم که در اومدم هنو حوله تنم بود که برقا رفت . وااای خدااا کلی کار داشتما. چاره ای نبود جز خواب ! ساعت 6.30 از خواب پاشدم با کلی کار . تا ساعت 7.30 همه کار را رو یه جور سمبل کردم و 7.30 بابام به آژانس زنگ زد . آژانسیه گف تا 5 دیقه دیگه تاکسی داریم و بابام بش گف دیرتر نشه اونم گف اگه می خواین به یه جا دیگه بزنگین . بابامم عصبانی شد. ازم پرسید دیگه از کجا استفاده می کنی ؟ منم گفتم فقط همین! اول زنگ زدیم 118 شماره یه آژانسی ماله این منطقه رو بده . بعد من زنگ زدم دیدم همون آژانسه ، آژانسه هم مثکه از رو شماره فهمید من همونم و خلاصه بــــــد جوور ضایع شدم.بعد بابام رف از نگهبانی شماره چن تا آژانسو بگیره . زنگ زد به یکیشون . یاروگف ماشین داریمو الان میاد .یکم منتظر شدیم اما خبری نبود . اینبار من زنگ زدم گفتم چی شد گف ما فرستادیم! حالا مجتمعه مام هم تو خیابون اصلی هم معروفه . په یارو کجا مرده! باز منتظر شدیم . دوباره بابام تماس گرف باشون و گف په چی شد؟؟ گفتن اِاِاِ نیمده الان یه ماشین دیگه می فرسیم . حالا بابامم برعکسه من که یه آدم خونسرد و بی خیالم جوشی جوشی و یارو که اومد دادو بیداد که ما عجله داریم . البته بابامم فک کرده اینجا مثه کشور محل زندگیشونه که همیشه حق با مشتریه آخه اونجا اینقد حق با مشتریه که آدم خیلی وقتا اعصابش خورد می شه . تازه ماشینی که فرستاده بودن یه رنو بود ! حالا تالار عروسیم خارج شهر . کلی راه باید با این سه پاچه می رفتیم . تو راه از همون اتوبانه که تو پست قبل گفتم راهبندون شده بود رفت و داش می گف که آره دیروز چراغ راهنمایی بالا اتوبان خاموش بود و ماشینایی که می خواسن برن بالا حسابی پشت ترافیک بودن و به خاطر همین هم بالا هم پایین حسابی ترافیک شده بود . سر همین قضیه بود که من به آراشگا نرسیدم و با یه قیافه ای که چن روز قبل برا گزینش رفته بودم همونجور پاشدم رفتم عروسی . گفتم الان میان می گن بفرمایید تالار آقایون این طرفه!! خلاصه با مشغله فراوان رسیدیم خدایی این دوره زمونه عروسی از اتفاقات خیلی نادر شده . من که دور بریام تو دوره لیسانس اصلا تو تریپ این فکرا نبودن تا ارشدشون جور شه . استادمونم که فک کنم تنها استاده مجردمون بود بعد اینکه تز دکتراشو داد گول خورد . واای که چقد درسایی که با این استاد داشتم نمره هاش کم شد ، برا همین دیروز حسابی جبران کردیم و کلی دوربینو دادیم دس استاد ازمون عکس بگیره . در مجموع عروسی خوبی بود . صحنه های جالبیم از استاد دیدیم اما نمی شه وارد حریم خصوصی افراد شد پاورقی 1: موقع نوشتنه این پستم برقا رفت و مجبور شدم دوباره پستو بنویسم . به نظر من و خیلی کارشناسان امر تا در دست گرفتن مدیریت جهانی فقط یه یا علی می خوایمپاورقی 2: یه مژده به همه دوستان بدم . وزیر نیرو گفته از این به بعد برق دیگه نمی ره ، فقط بعضی وقتا میاد.
|
|
|
|
| |
| |
| |
فردا عروسی یه همکلاسیا دانشگامه با یکی از استادامون مام دعوتیم و برا همین گفتیم یه حالی به قیافمون بدیم . امروز ساعت 7.30 عصر نوبت آرایشگا داشتم چون فردا صبحم یه امتحان داشتم حوصله نداشتم با تاکسی سر راهی تا آرایشگاهه برم و یکم قبله 7 به آژانس زنگ زدم گفتن حدود 5 دیقه دیگه ماشین داریم و چون وقت بود گفتم باشه منتظر می مونم (حالت عادی 20 دیقه ای اونجا می رسیم) . خلاصه ساعت 7 سوار ماشین شدم . آژانسیه اول رفت از یه زیرگذری بره که همون اول که وارد شد دید خیلی طولانیه برا همین از اولین بریدگی دور زد . بعد اینکه کلی چرخیدیم تا برسیم به بالا زیرگذره دیدیم اونجام که بدتر و پیچید از یه ور دیگه بره! گف اینجوری نمی رسیم باید از تو شهر بریم (البته تو شهر بودیم منظورش مرکز شهر و جاها دیگه بود) . چاره ای نبود . 7.20 زنگ زدم آرایشگاه پرسیدم تا ساعت چند هستین ، گفتن تا 8 هستیم از راننده پرسیدم تا 8 می رسیم گف آره . مام با این راها جایگزین از چاله به چاه افتاده بودیم و همش پشت چراغ قرمزا بودیم . 7.45 شد اما هیچ خبری از رسیدن نبود دوباره بشون زنگ زدم که می شه فردا بیام . گفتن فردا سرمون شلوغه معطل می شین . گفتم باشه میام . یه چن دیقه بعدم به راننده گفتم دیگه نمی رسم می خواین برگردیم . راننده گف آموزشگاه زبانه؟ گفتم نه آرایشگاه ! دیگه فقط راننده تاکسی نمی دونس آرایشگا می خوام برم که اونم فهمید . باید یه چی دیگه می گفتم مثلا موسسه زیباییه . آقا خلاصه دس از پا درازتر سروته کردیم برگشتیم . 8.15 خونه بودم یعنی 1.15 الکی تو تاکسی داشتم می چرخیدم . شاید واقعا یکی از مسخره ترین کارا عمرم بوده باشه می گن آدم تو آفتابه پپسی بخوره ضایع نشه ها واقعا الان می فهمم . وقتیم رسیدم خونه برقا تازه رفته بود . حالا منم فردا صبح امتحان دارم برقم رفته بود تاریکی نمی شد کاری کرد . 2 ساعت خوابیدم پاشدم مثلا درس بخونم . الانم که دارم فک می کنم میبینم حسه تو آرایشگاه معطل شدن ندارم از یه طرفم با این قیافه مثه لولو که نمی شه عروسی رفت . عروسیم که نمی شه نرفت بالاخره دیدن استاد تو لباس دامادی باید جالب باشه . حالا بینیم فردا بشه چه کار می کنم
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
|
|
|
| |
| |
| |
|
|
|
|
|
| |
| |
| |
خدااا جوونم بالاخره مهمونامون رفتم قربووووونــــت . دیگه اصلا زندگی بدون وجود مهمون یادم رفته بودا. همش وَق وَقه بچه و غر غر بزرگترا هی می گن په چقد سر کار می مونی ؟ یکی نیس بگه خو معلومه به خاطره شما اینقد سر کارم ! یا از بس همه پسرا فامیل تا 70 80 سالگی دسشون تو جیب باباشونه ، کار کردن من برا همه خیلی عجیبه و همش غُــــر که خودتو با کار گیر انداختی و بی خیاله کار. نذر کرده بودم اینا برن سینه خیز برم دس بوسه رهبری . حالا جالبیش اینه که اونا رفتن و بابامم یکم پیش یه سری کار داشت فعلا رفت بره تهران یعنی 4 ساعت بعده رفتن مهمونا . اصلا این مدت نشد درس با بابام حرف بزنم ، اونجا که بود بیشتر باش حرف می زدم تا اومده اینجا . الانم می خواسم برای ادای نذرم پاشم باش تهران برما اما حالا یکم استراحت کنم ، باشه برا بعد پاورقی : فردا می ریم که گزینشو استاد کنیم . فعلا برا تمرین دارم فیلم اخراجیا رو می بینم هر چن که اصلا کافی نیس
|
|
|
|
| |
| |