|
دیروز نوشتم امروز قراره برا نظارت بیان ببینن چی چی به کجاس . چون ازمون درخواس
شده بود سر وقت بیایم دیگه منم مرام گذاشمو زود پاشدم در حالی که از زور خواب اصلا
دس چپ راسمو تشخیص نمی دادم چه برسه آدرس محل کارو ، با آژانس رفتم کار . گفتم حالا
برسم همه به صف شدن دارن سوالا تخصصیو جواب می دن
. موقعی که رسیدم هنو ناظرا نیمده بودن (منو مسخره کرده بودن کله سحر جَک زدم زیر
چشام پاشدم اومدم!) . بعد کلی وقت که اومدن اول یه سری دیگه بچه ها حسابی سر گرمشون
کرده بودن و داشن از خریدایی که کردن و چرا این مارکو خریدن و اینا توضیح می دادن .
مام حسابی تو خماری که بابا اگه می خواین سراغ مام بیاین تو رو خدا زوتری چون من هر
آن احتمالش می رفت تمام چیزایی که حفظ کرده بودم از سرم بپره و از زور خواب صفحه
کلیدمو بکنم بالشو دِ بخواب . برا اینکه یکم بتونم
خودمو نگه دارم یه آهنگ همچین مشتی با ولومه بالا گذاشه بودم که بدبختی نمی شد از
شرمندگی آهنگم اون وسط در بیایم . بعد یه عالمه وقت اومدن سراغ
ما . اولش که مسئولمون داش ما رو معرفی می کرد همه خانم آقا مهندس . البته خو درسته
من مهندسم اما خیلی آدم فروتنیم جایی بخوام خودمو معرفی کنم اصلا نمی گم مهندس
شادونه هسم . تو معرفی هر کیم پروندش از اینکه از مهد کودکش کجا بوده تا فارغ التحصیل
از کجاسو می گف. همه مهندسینم کلی تخصص و مهارت پیدا کرده بودن . مثلا برا معرفی من،
من همینجور داشم اینور اونورو نگا می کردم این کیه این همه مهارت داره! بعد که فهمیدم منو میگن حسابی خودمو باد کردم که به به منو می گه ها .دیدم
سنگ مفت گنجشکم مفت یه عالمه تخصصم خودم روش براشون اضافه کردم. والا دیروز که این
حرکات همکارا رو دیدم گفتم اینا که می خوان بیان حتما دکترا نظارت دارن و چه توهینی
دارم بشون می کنم می گم مهندس ناظر ! بعد اینکه معرفی شدیم و بحث تخصصی پیش اومد دیدم
نه بابا همچین مالی نیسن ! اصلا فرق موس با گوش کوب نمی دونس
تو رو خدا برا کیا کلاس گذاشه بودم . مسئولمون مثلا داش مسائل تخصصیو توضیح می
داد مسئول : بله جناب این وسیله mouse هستش . ناظر: فرمودین چی ؟! مسئول :عرض کردم این mouse هستش ! ناظر : به به ! به به ! بعداین mouse چه امکاناتی داره؟ چه برنامه هایی روش می شه
نصب کرد؟! مسئول : والا.... ..... (بحث مسائل تخصصی کمی ادامه داشت ) اصلا اگه بگی این ناظرا با ما صحبتی کردن! به ضرر خودشون شد این همه کوفتن از
تهران اومدن . ما کلی چیز داشیم که خوب روشن شن از وضعیت کار و مسئولینو اینا . از
دس دادن دیگه . آخه یکی که جایی می ره برا تحقیق و نظارت ، وضعیتو باید از خود مسئولینی بپرسه که
اومدن راجبشون تحقیق کنن؟!! پاورقی ۱ : راسش اون بحث تخصصی که مثال زدم بین ناظر و مسئولمون دیگه در این حدم
تخصصی نبود من زیادی تخصصی بیانش کردم  پاورقی ۲ : این مهندس مهندس کردنا منو یاد فیلم مرد هزار چهره می ندازه (البته
من خیلی کمشو دیدم اما نقدو ایناشو زیاد خوندم ) . اون جاهایی که هی همدیگرو دکتر
دکتر صدا می زدن و هی قاطی می کردن منظور کیه. بعد می گفتن با شما نبودم! چقدر در
گیر این لقباییما پاورقی ۳ : امرو یه سوتیه وحشتناکم دادم . من اکثر وقتا بعد کار همون جام خیلی
وقتا پیش میاد که تو واحد تنهام . هیچ وقت کسی نیمده بود . امرو یکم بعد اینکه بچه
ها رفتن منم چون خیلی خسه بودم دیدم نمی تونم بمونم باید برم . پشت کامپیوتر نشسه
بودم داشم ضد آفتاب می زدم یه دفعه نگهبان اومده تو می گه خانم شما اینجا هسین؟!
فک کردم همه رفتن گفتم درو ببندم . حالا من با صورت خال خالی ضد آفتاب زده هنو ضد
آفتابا رو پهن نکرده بودم چه صحنه ای ! حالا می گه
مهندس پشت کامپیوتر نشسه داره ازک بزک می کنه . هیچ وقت کسی تو نمیومد هیچ وقتم من
اونجا ضد آفتاب نمی زدم چون یا دیر می رفتم خونه آفتاب کم بود یا آفتاب گیر
استفاده می کردم (امرو از عجله یادم رفت آفتاب گیرو ببرم )یا اینکه می رفتم تو
دسشویی اینا رو می مالوندم . خیلی ضایع بود
|